یازده دوازده سال بیشتر نداشتم که با نام سیدحسن تقی زاده از طریق خواندن تاریخ مشروطه احمد کسروی آشنا شدم.تقی زاده در جوانی قدم به راه فرهنگ و تغییر و بعد هم سیاست نهاد او ساختارشکنی بود از خیل همه ساختارشکنان ایران اواخر عهد قجر و البته ناامیدانه دست به هر سو می یازید شاید که در آن شهر آشوبی دنیای قرن بیستم چیزی یا کسی دستگیری او و ایرانیان کند.تقی زاده از پایه گذاران شیوه جدید تحقیق و پژوهش در تاریخ ما ایرانیان است.مردی بود با سواد و البته به اقتضای جوانی و حتی شتابناکی زندگی سیاسی اش خبطهایی هم داشته.تقی زاده اعیان زاده و شاهزاده و آقازاده نبود او هرچه داشت به خود داشت تمامی خدمات و اشتباهاتش به همه روحیات پرتلاطم وی باز می گردد.نه مالی اندوخت نه خون و عرض کسی ریخت  نه حتی به فکر ردیف کردن میراث خورهای طاق و جفت برای خود بود بی شک کارنامه و زندگی طوفانی دمادم در حال تغییر او به مراتب پاک تر از زندگی بسیاری از مدعیان مزور خدمت همه دورانهاست.نویسنده و محققی بود که بارها برای حفظ تمامیت ایران و پیش بردن ایرانیان حتی به زور متوسل خودی و غریبه شد چرا که گمانش این بود دنیای امروز مجال ایستادن و استخاره گرفتن و سر به جیب مراقبت فرو بردن نمی دهد که بخواهی مصلحت اندیشی کنی و خودخواهانه و بی توجه به وضع هموطنانت به طمع تزکیه نفس خود باشی.تقی زاده بد یا خوب بود و بود و نبودش همواره برای ایران تاثیر گذار و این یعنی که بیهوده نزیسته او.