آنها موجوداتی ریز و حقیر و خو گرفته به تاریکی و محیطهای تنگ و در بسته اند.از هوای تازه خوششان نمی آید و بالطبع تمامی دوستداران هوای آزاد را دشمن میدارند.اینان به قول صادق هدایت سراسر زندگی شان را در هرز آبه و فاضلها میگذرانند.به سان کرمهایی ریز در میان فضولات توی گند و کثافت میان یکدیگر می لولند و البته همزمان به دنبال رزق و روزی هم هستند برای خود و صد البته وابستگانشان.این موجودات توانایی عجیبی در تغییر و شکل و حالت متناسب با شرایط و جو زمانه دارند.چنانکه اگر بنا به هر دلیلی قرار شود الی الابد خورشید با کوره داغش بر مردمان تابیده و با بی رحمی تمام همه را بسوزاند این حشرات الارض به یک چشم بر هم زدن تغییر حالت داده در قامت بزمجه و آفتاب پرست به ستایش گرمای خورشید عالم سوز مشغول میشوند.حالا به فرض محال که به یکباره آفتاب از صحنه هستی محو و خاموش شود که باز هم این حشرات الارضند که بلافاصله یگانه معبود بی همتای خود را تاریکی قرار داده ساعتها و بلکه روزها در مذمت نور و گرما در فشانی میکنند.اینها موجوداتی غریبند آنقدری که آدمی را به یاد کارتون بارپاپا می اندازند.