برای احمد کسروی
بی پرواییش در نقد و نظر را اکثریت جامعه ایرانی تاب نمی آورد.پرکار کوشا جستجوگر و بی حب و بغض به عزت و عظمت ایران می اندیشید.روح بلند و همتی عالی داشت که تحمل کژتابیها و حقارتهای ابن الوقتهای زمانه را نداشت.به هیچ کس باج نمیداد و مجیز چیزی و کسی را نمی گفت.سرسختانه در پی راستی پاکی و حقیقت بود و همین هم واداشته بود او را که پس از ارجاع شکایت یکی از ملاکان شمال علیه رضاشاه به دادسرای پایتخت کسروی قاضی و دادستان مطابق نظر کارشناسی خویش پادشاه مغرور زمانه را طی حکمی صریح محکوم نماید.کسروی را به سبب ابرام در رایش منتظر خدمت کرده بودند که او برای حکومتیان پیغام فرستاد که اشتباه نکنید من منتظر خدمت نشده ام بلکه این خدمت است که منتظر من است.
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 10:23 توسط هادی حکیمیان
|
هادی حکیمیان هستم متولد غروب پنجشنبه نیمه مهر1357که تاریخ خوانده ام و زمانی هم دلم میخواست نویسنده شوم همانطور که زمانی میخواستم فیلمساز شوم و زمانی هم روزنامه نگار و چند وقتی هم مدرس تاریخ یا که هم محقق و مقاله نویس آزاد و البته هیچ کدامش نشد و این وبلاگ هم چیزی است برای گریختن از هراسناکی واقعیت و شاید هم یک جورهایی نقب زدن باشد به روحیات پر هول و ولای یک تن ایرانی تنها و برای همین هم ارائه راهکاری مد نظر نیست.