بی پرواییش در نقد و نظر را اکثریت جامعه ایرانی تاب نمی آورد.پرکار کوشا جستجوگر و بی حب و بغض به عزت و عظمت ایران می اندیشید.روح بلند و همتی عالی داشت که تحمل کژتابیها و حقارتهای ابن الوقتهای زمانه را نداشت.به هیچ کس باج نمیداد و مجیز چیزی و کسی را نمی گفت.سرسختانه در پی راستی پاکی و حقیقت بود و همین هم واداشته بود او را که پس از ارجاع شکایت یکی از ملاکان شمال علیه رضاشاه به دادسرای پایتخت کسروی قاضی و دادستان مطابق نظر کارشناسی خویش پادشاه مغرور زمانه را طی حکمی صریح محکوم نماید.کسروی را به سبب ابرام در رایش منتظر خدمت کرده بودند که او برای حکومتیان پیغام فرستاد که اشتباه نکنید من منتظر خدمت نشده ام بلکه این خدمت است که منتظر من است.