#جایزه_جلال اول تبریک میگویم به #محمدرضا_بایرامی برای کسب جایزه #بهترین_رمان این جایزه به خاطر رمان #لم_یزرع . و همینطور عرض تبریک به #محمد_کشاورز و #آرش_صادق_بيگي دوم هم اینکه دو سه ساعتی پس از اختتامیه، رفتم به #سایت_های_خبری پربازدید سر زدم. دریغ از یک خط خبر و واکنش نسبت به مهمترین واقعهی فرهنگی روز. و این ماجرا نشان از حد #سواد گردانندگان این سایتهای #مدعی در همهی عرصهها دارد. #سواد شرط است؛ #فرهنگ داشتن شرط است؛ اهل #ادبیات بودن شرط است برای رشد یک ملت. ندارند. با زور هم نمیشود ایجاد کرد. و نکتهی آخر هم اینکه کاش این برنامه یک #حاشیه داشت تا جماعت با شوق بازتابش، جایزه را هم میدیدند. حالا مقایسه کنید انعکاس خبر این جایزه را که به نحوی قرار است حاصل تلاش یک سال #نویسندگان کشور در آن برداشت شود، با مثلا بازتاب لحظه به لحظهی جشنوارههای فیلم و ورزش و ... بله، ارتباط با ادبیات سواد و دانش میخواهد؛ و دست حضرات خالی است در این موارد. پ.ن: رمان #برج_قحطی ، که نامزد این جایزه بود را حتما بخوانید. برج قحطی یک جایزه مهم از کشور طلبکار است. زبانی که #هادی_حکیمیان در این رمان به کار گرفته، نفس تازهای است برای ادبیات فارسی. امیدوارم قدرش شناخته شود به زودی. اگر نه که معتقدم گذر زمان این اثر را برخواهد کشید
هادی حکیمیان هستم متولد غروب پنجشنبه نیمه مهر1357که تاریخ خوانده ام و زمانی هم دلم میخواست نویسنده شوم همانطور که زمانی میخواستم فیلمساز شوم و زمانی هم روزنامه نگار و چند وقتی هم مدرس تاریخ یا که هم محقق و مقاله نویس آزاد و البته هیچ کدامش نشد و این وبلاگ هم چیزی است برای گریختن از هراسناکی واقعیت و شاید هم یک جورهایی نقب زدن باشد به روحیات پر هول و ولای یک تن ایرانی تنها و برای همین هم ارائه راهکاری مد نظر نیست.