کد خبر:69313 تاریخ انتشار : 1395/12/25-16:58:56
کمتوجهی به داستانهای بومی با موضوع رویدادهای تاریخی در همدان
کمتوجهی به داستانهای بومی با موضوع رویدادهای تاریخی در همدان يكي از مشكلاتي است كه بايد نسبت به رفع آن تلاش شود.
لینک کوتاه http://hamedan.bso.ir/id/69313
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی استان همدان به نقل از روابط عمومی حوزه هنری همدان، نوزدهمین نشست «روی میز منتقد» با حضور اعضای خانه رمان حوزه هنری استان و نویسنده یزدی رمان «برج قحطی» برگزار شد.
در این نشست که با پرسش و پاسخ اعضای خانه رمان حوزه هنری استان همدان همراه بود، هادی حکیمیان، نویسنده اثر گفت: زمانی که کتاب را برای بررسی به چند نفر دادم، برخی میگفتند بیش از حد به محیط بومی پرداختی و هول و ولای پذیرفته نشدن اثر در دیگر شهرها را داشتم اما خوشبختانه حداقل اینجا این اتفاق نیفتاده است؛ هنگام نوشتن کتاب این حس در من بود که همه اطلاعاتم را در یک کتاب بیاورم که این یکی از اشتباهات من بود.
این نویسنده ادامه داد: در زمان دانشجویی در کتابخانه مجلس به مدت یک سال کار سندخوانی و فهرستنویسی انجام دادهام که بسیار تاثیرگذار بود و به غیر از آن سندهای زیادی هم خواندهام.
خالق «گلانارها را باد میبرد» در تایید اطناب در داستانپردازیهای «برج قحطی» گفت: تا قبل از تشکیل ساواک، شیوهی گزارشنویسی از متهم به شیوهای مفصل و با تمام جزییات است، حتی نامههایی که به دیوان عرایض در مجلس زمان مشروطه ارسال کرده بودند در برخی موارد به صد صفحه هم میرسید.
وی اظهار کرد: در طول تاریخ، یزد از تقریبا تمام جنگهای بزرگ که ایران را زیر و رو کرده به دور بوده و حتی به هیچ بلای تاریخی دچار نشده است اما در غرب کشور تحولات و اتفاقات بسیار زیاد است و داستانهای زیادی دارید اما متاسفانه کم کار شده است.
حکیمیان تاکید کرد: تمام شخصیتها و داستانهای موجود در این رمان ساخته ذهن خودم است، البته شخصیتهای واقعی هم در داستان وجود دارد.
معاون فرهنگی و هنری حوزه هنری استان همدان نیز گفت: این رمان ظرفیت تبدیل شدن به یک شاهکار را داشت؛ شخصیتها، حوادث، و داستانهای زیادی با ظرفیت بالا دارد اما ساختارمند نشده است.
تیمور آقامحمدی تاکید کرد: در این اثر بستری نبوده که اتفاقات بر آن سوار شود؛ درست است که یک من-راوی دارد و افراد و زمان و مکانها هم مشخص است اما با عبور هر شخصیت از مقابل داستان از اتفاقات زندگی او آگاه میشویم و به نظر نمیرسد هدفمند و در راستای خط اصلی داستان باشد.
وی تاکید کرد: با مرور رمانهای شاخص، مشخص میشود که نویسندگان بزرگ در خلق یک جهان، همه چیز آن را مثل یک معمار بنا میکنند. در این داستان تا حدی اتفاق افتاده و تا حدی نه. ضرباهنگ روایت داستانها بسیار سریع است و اگر این ضرباهنگ کندتر و رمان چندجلدی میشد، خواندنیتر میشد.
انتهای پیام/ س
نظرات
هادی حکیمیان هستم متولد غروب پنجشنبه نیمه مهر1357که تاریخ خوانده ام و زمانی هم دلم میخواست نویسنده شوم همانطور که زمانی میخواستم فیلمساز شوم و زمانی هم روزنامه نگار و چند وقتی هم مدرس تاریخ یا که هم محقق و مقاله نویس آزاد و البته هیچ کدامش نشد و این وبلاگ هم چیزی است برای گریختن از هراسناکی واقعیت و شاید هم یک جورهایی نقب زدن باشد به روحیات پر هول و ولای یک تن ایرانی تنها و برای همین هم ارائه راهکاری مد نظر نیست.