آنچه گذشت...
نوشتن داستان کوتاه را از تابستان ۷۹شروع کردم اولین داستانم را محمد بهارلو در مجله گلستانه چاپ کرد که زمستان هشتاد بود و بعدها داستانهای دیگری ازم در نشریات گلستانه عصرپنجشنبه کلک آزما ادبیات داستانی زنده رود سروش جوان لیکو سلام بچه ها چلچراغ حدیث زندگی و همچنین سایتهای سخن و دیباچه منتشر شد.به علاوه برخی داستانهایم در روزنامه های گلستان ایران خاتم یزد و نیز سایه بان چاپ شد و تا یادم نرفته در برخی نشریات دانشجویی مثل پاژنگ و پرنیان هم.به غیر از جلال توکلی که داستان و داستان نویسی و بسیاری چیزهای دیگر را از او یاد گرفتم ابوتراب خسروی اولین کسی بود که نگاه بومی ام به ادبیات را ستود و محمد کشاورز دبیر داستان مجله عصر پنجشنبه و محمد محمدعلی دبیر داستان نشریه کارنامه با آن حوصله قابل تقدیر و نقدهای منصفانه اش.اولین مجموعه داستانم با عنوان گل انارها را باد می برد محسن مومنی شریف به واسطه پایمردی های محمد مهدوی شجاعی در مرکز آفرینشهای حوزه هنری چاپ کرد و عمده حامی من برای چاپ این کتاب داوود غفارزادگان بود که پس از داوری کارم را قابل اعتنا برای چاپ می دانست و زمانی که به واسطه سخت شدن شرایط با خودم و ادبیات قهر کرده بودم امیرحسین فردی و حرفهایش باعث شدند که دوباره برگردم به نوشتن.حسین فتاحی و احمد دهقان به غیر از هم شهری بودن بسیار مایه امیدم شدند برای ادامه کار.از جشنواره های شعر و قصه جوان کشور برخی جشنواره های دانشجویی جشنواره دو سالانه کانون پرورش فکری مسابقه داستانهای مینی مالیستی نشریه چلچراغ و جشنواره یلدای اصفهان و نیز جشنواره ها و مسابقاتی در استانهای گلستان کرمان و زاهدان چندباری دیگر هم تهران جایزه گرفتم.سخت ترین نقد کارهایم را از فیروز جلالی زنوزی شنیدم و راستش هیچگاه فکر نمیکردم قدم گذاشتن در راه نوشتن و ادامه اش این قدر سخت باشد.
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر ۱۳۹۱ ساعت 13:12 توسط هادی حکیمیان
|
هادی حکیمیان هستم متولد غروب پنجشنبه نیمه مهر1357که تاریخ خوانده ام و زمانی هم دلم میخواست نویسنده شوم همانطور که زمانی میخواستم فیلمساز شوم و زمانی هم روزنامه نگار و چند وقتی هم مدرس تاریخ یا که هم محقق و مقاله نویس آزاد و البته هیچ کدامش نشد و این وبلاگ هم چیزی است برای گریختن از هراسناکی واقعیت و شاید هم یک جورهایی نقب زدن باشد به روحیات پر هول و ولای یک تن ایرانی تنها و برای همین هم ارائه راهکاری مد نظر نیست.