اردیبهشتی که گذشت به همراه گروهی از شاعران و نویسندگان سفری چند روزه داشتم به ترکیه.عمده وقتمان در استامبول گذشت و دیدار از میراث کهن و حیرت انگیز عثمانیها.کشتی مرمره یا ناوگان صلح را دیدیم و گفتگو با برخی مسافران چند سال پیش آن که برای شکستن محاصره غزه رفته بودند.گپ و گفتهایی کوتاه و شتابزده با برخی نویسندگان ترک و دیداری از دیار بکر و الفا و اسکندرون و غازی انتب که هر کدام برای خود جذابیتها داشت و ساحل مدیترانه و شب گردیهای ترکها و بازار پر رونق و جدالهای اینک هویدا شده اسلامیستها و کمالیستها و تلاشهای اردوغانیسم ترکیه برای صلح و صلاح دادن این دو و البته کردها و عربهای آنجا که هریک مطالبات بی پاسخ مانده خود را داشتند.ترکیه بی شک یکی از نادرترین آلیاژهای تاریخی است چرا که میراث سه امپراطوری بزرگ جهان یعنی بیزانس سلجوقی و عثمانی را در ظرف تمدنی خویش ته نشین کرده و اینک با یک دست سوی جهان اسلام و رویای احیای امپراطوری اخیرش میتازد و از سوی دیگر دست دوستی دراز کرده سوی اروپا.مردمانی شاد کوشا و سخت امیدوار به آینده این چیزی بود که بیش از همه به چشم می آمد.